ضرورت فهم و درک صورتهای مالی (قسمت پنجم و آخر)

 

صورتهای مالی شرکتها بعضاً در معرض ریسک حساب آرایی قرار دارند . حساب آرایی می تواند سرمایه گذاران و سهامدارانی را که درک صحیحی از عملیات تجاری ندارند گمراه کند . حساب آرایی در حسابداری به معنی تلاش مدیریت جهت بهبود شکل ظاهری صورتهای مالی شرکت است . دستکاری صورتهای مالی به منظور بهتر نشان دادن نتایج عملکرد شرکت است . این کار به منظور فریب سرمایه گذاران انجام می شود و مدیریت می خواهد به سهامداران القا کند که شرکت عملکرد مناسبی دارد و بدین صورت ، اطلاعات مالی شرکت در چشم سرمایه گذاران بطور قابل قبولی جذاب باشد . روشهای متنوعی جهت حساب آرایی وجود دارد ، اثرات حساب آرایی بر صورتهای مالی می تواند از طریق فهم و درک صورتهای مالی و مقایسه درست صورتهای مالی با سایر شرکتها ، تا حد قابل قبولی خنثی گردد . شکل ابتدایی آن ، هموار سازی سود است از نظر "هپ ورث " هموارسازی سود عملی فلسفه آمیز و رندانه است که در محدوده اصول و استانداردهای حسابداری صورت می گیرد . گریفیس معتقد است که حساب آرایی ، عملی حیله گرانه و نامطلوب است ، یک فریب کاری که دارای ظاهری کاملا قانونی است . حساب آرایی به آن دسته از صورتهای مالی اطلاق می شود که ارقام مندرج در آن با توجه به مزیتها ، ضعفها و یا روزنه های قانونی و همچنین ضعف و نبود استانداردهای حسابداری ، مورد دستکاری و تغییر قرار گرفته است . این کار از نظر ظاهری کاملا قانونی و منطبق با استانداردهای حسابداری به نظر می رسد . متاسفانه برخی از تلاش های استانداردهای حسابداری برای مقابله با حساب سازی در حسابداری حتی با وجود تغییرات عمده در استانداردها با شکست مواجه می شود زیرا حسابدارانی که دست به چنین کارهایی می زنند روش هایی را برای دور زدن این استانداردها به کار می گیرند . علت توانایی مدیریت در این دستکاری روش های مختلف در استانداردهای حسابداری است که امکان می دهد هر کدام از روش ها را با توجه به منافع خود به کار گیرد . هیئت استانداردهای حسابداری مالی (FASB)  ویژگی های کیفی مربوط بودن ، قابلیت اتکا ، قابلیت مقایسه و رویه یکنواخت را برای اطلاعات در نظر گرفته است . اطلاعات باید امکان ارزیابی گذشته و پیش بینی آینده شرکت را به سرمایه گذاران بدهد و همچنین در برآورد ریسک سرمایه گذاری به وی کمک کند . اطلاعات منتشره شده درباره یک شرکت زمانی برای سرمایه گذاران مفیدتر است که بتواند آن را با شرکت های مشابه در زمان های مختلف مقایسه کرد . استانداردهای حسابداری زمانی مطلوب است که قابلیت اجرا داشته باشند در صورتی که استانداردها درباره ی مساله ای واحد روش های مختلف را مجاز بداند مسلما قابلیت مقایسه اطلاعات از بین می رود حساب آرایی به طور معمول باعث تغییر در ارقام مندرج در صورتهای مالی می شود این کار از نظر ظاهری کاملا قانونی و منطبق با استانداردهای حسابداری به نظر می رسد در صورتی که واقعیت امر چیز دیگری است . یکی از هدفهای حساب آرایی ، نمایش غیرواقعی سود است . حساب آرایی فن تولید و نمایش حسابهای مالی بصورت غیرمنصفانه است .گاهی اوقات حسابداران و بنگاههای تجاری باعث می شوند که حقایق به طور منصفانه نشان داده نشوند آنان جهت دریافت پاداش یا ارائه کارنامه مثبت تصویری مطلوب از سودآوری شرکت را به نمایش می گذارند و یا در زمان دیگری با توجه به موقعیتهای خاصی ممکن است شرکت را زیان ده جلوه دهند آنها می توانند با استفاده از این فنون یک ترازنامه سالم را بیمار و یک ترازنامه بیمار را سالم نشان دهند حتی در برخی مواقع حسابرسان نیز در هنگام رسیدگی و انجام نمونه گیری در این خصوص با شکست مواجه می شوند و نمی توانند مشکلات را تشخیص دهند . حساب آرایی در اغلب مواقع می تواند باعث فریب دادن حسابرسان شده و آنان را به اشتباه بیندازد . تحلیلگر و سرمایه گذار با اشراف بر فهم صورتهای مالی ، می تواند اثرات حساب آرایی را تا حد قابل قبولی خنثی نماید .

تحلیل گر و سرمایه گذار حرفه ی دارای ذهن جستجوگر است ، جستجوگری که پشتوانه آن دانش وسیع مرتبط و تجربه مفید ، او در مسند قضاوت می نشیند و بدور از ذهنیت گرایی و سوگیری های رفتاری جهت یک شرکت بزرگ با پیچیدگی های خاص ، رای صادر می کند و این کار ساده ی نیست . ساده انگاری ارزیابی و تحلیل شرکت سم مهلکی است که به هیچ عنوان نباید آن را دست کم گرفت . یک تحلیل گر ، پایه درک و تحلیل خود را باید روی زمینی محکم قرار دهد . قدم گذاشتن در حوزه سرمایه گذاری ، مستلزم بستری محکم و مطمئن است که مهمترین آن فهم و درک صورتهای مالی است . تحلیل صورتهای مالی کاری دقیق و فنی و نیازمند ذهنی خلاق و جستجوگر است ، داشتن دانش حسابداری و مدیریت مالی توامان و سالها تجربه و ممارست لازم و ضروری است . در علم هرمنوتیک مدرن ، هر متنی دو نیمه دارد ، نیمه گفته شده آشکار و نیمه ناگفته پنهان ، تحلیل گر نه تنها بایستی فهم و درک درستی از نیمه گفته شده آشکار صورتهای مالی داشته باشد بلکه با ذهنی جستجوگر بخش عمده ی از نیمه ناگفته پنهان صورتهای مالی را کشف کند . این چنین ویژگی در میان تحلیل گران و سرمایه گذاران به سختی پیدا می شود . سرمایه گذاران و تحلیل گران باید فرآیند پیش بینی و قضاوت و همچنین فرآیند سرمایه گذاری و مدیریت سرمایه را بطور صحیح درک نمایند . فهم سرمایه گذاری و دانش مالی ، تحلیل گران و سرمایه گذاران را از دام ذهنیت گرایی و سو گیری های رفتاری به دور می دارد. افزایش دانش مالی می تواند در فرآیند پیش بینی ، تعصبات داوری را کاهش دهد. فهم و درک صورتهای مالی یکی از مهمترین ابزارهای تحلیل بنیادین است و مسیر مطمئنی را جهت گام نهادن در مسیر تحلیل ، ارزیابی و سرمایه گذاری ایجاد می کند . بمیزانی که دانش تحلیل گران و سرمایه گذاران و سایر ذینفعان بازار در حوزه دانش مالی افزایش یابد می توان انتظار داشت بازار بسمت کاراتر شدن سوق پیدا می کند.

نظرات

تماس با من

نام

ایمیل *

پیام *

پست‌های معروف از این وبلاگ

تبریک عید باستانی نوروز - سال 1404 - حسن محمودی

سیری بر تاریخجه طلا ، از آغاز تا امروز - جلسه سوم - حسن محمودی

ورود به دنیای اقتصادسنجی، از داده تا تصمیم | econometrics | حسن محمودی